سال‌های حضور در کانون: از چهارم دبستان تا چهارم دبیرستان

رتبه‌ی قبولی: 8 تجربی منطقه‌ی 3

رشته‌ی قبولی: پزشکی دانشگاه تهران

تحصیلات و شغل پدر: کارشناسی روابط بین‌الملل، کارمند دانشگاه پیام نور

تحصیات و شغل مادر: آموزش ابتدایی، مدیر دبستان

لطفاً خودت را معرفی کن.

من سروین آزادبخت از شهر کوهدشت هستم. با رتبه‌ی 8 تجربی منطقه‌ی 3 در رشته‌ی پزشکی دانشگاه تهران قبول شدم. از چهارم دبستان عضو کانون بودم.

امتحانات مدرسه چه‌قدر جدی برگزار شد؟

با این‌که کلاس‌ها تشکیل نشده بود، امتحانات به همان جدیت برگزار شد. چون برای آزمون‌ها خوانده بودم در امتحانات مشکلی نداشته باشم. در نیم‌سال اول معدلم 20 شد. در همان دوران آزمون جمع‌بندی پیش را داشتیم. من تصمیم گرفتم روش سه‌ روز یک‌بار را انجام دهم. از تمام کتاب‌هایی که داشتم مثل کتاب آبی، کتاب سه‌سطحی و کتاب جمع‌بندی، تعدادی سؤال از شب قبل انتخاب می‌کردم و صبح به آن‌ها پاسخ می‌دادم. من می‌دانستم که اگر این دسته‌بندی را انجام ندهم در آخر خیلی از مطالب باقی می‌ماند.



وقتی آزمون می‌دادی جمعه‌ها چه کار می‌کردی؟ برنامه‌ریزی‌ات برای آزمون بعدی چگونه بود؟

وقتی از آزمون به خانه می‌آمدم کارنامه را بررسی می‌کردم و تحلیل سؤالات را انجام می‌دادم. در مورد زیست حساس بودم که بدانم اشتباهاتم در زیست ریشه در کجا دارد. بعد از صرف شام با مادرم برای دو هفته‌ی بعد برنامه‌ریزی می‌کردم. من ابتدا یک برنامه‌ی کلی داشتم که بدانم چه روزی باید چه درس‌هایی را بخوانم. هر روز سه درس اختصاصی و دو درس عمومی داشتم. زیست و شیمی را هر روز می‌خواندم. ساعت مطالعه‌ام بین 12 تا 13 ساعت بود. در درس‌هایی که فکر می‌کردم هنوز ضعف دارم از پدرم می‌خواستم که برای معلم خصوصی یک ساعت را هماهنگ کند و معمولاً پایان هفته را به این موارد اختصاص می‌دادم.

به عنوان سخن آخر چه صحبتی داری؟

چیزی که سال کنکور خیلی اذیتم کرد این بود که فکر می‌کردم اگر شرایط بدی اتفاق می‌افتد فقط برای من است و بقیه‌ شرایط خوبی دارند. چیزی که می‌توانم به دانش‌آموزان بگویم این است که فکر نکنند که مشکلات فقط برای‌ آن‌هاست. مهم، ادامه دادن بدون توجه به نتیجه است.